با کلیک روی تابلو به صفحه اصلی وبگاه بروید

پنجشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۹

گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش خودکشی «منصور خاکسار» همنشين بهار

گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش خودکشی «منصور خاکسار» همنشين بهار «منصور خاکسار» به ‌حضور اجتماعی هنر، ایمان داشت. در آستانه نوروز که سبزه و گل دست افشان و پای کوبان از راه می‌رسند... در آغاز بهار كه «باغ سلام می‌کند سرو قیام می‌کند سبزه پیاده می‌رود (و) غنچه سوار می‌رسد»، در این هنگامه زیبا که از درون شب تار (شب تار میهن)، گل صبح می‌شکفد و مردم بپاخاسته ایران، فریاد آزادی سر می‌دهند ــ شاعرگويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش خودکشی «منصور خاکسار» همنشين بهار

دوشنبه، فروردین ۰۲، ۱۳۸۹

خلاصه وکرونولوژی تاریخ ایران بعد از اسلام - بخش اول اسماعيل وفا يغمايي

خلاصه وکرونولوژی تاریخ ایران بعد از اسلام - بخش اول اسماعيل وفا ///برآغاز راه تاريخ باستاني ايران ، تاريخ قابل دسترس مردم ايران ،شيري نشسته است و دخمه اي وجود داردكه با ما سخن از آغاز تاريخ ايران ميگويند . اين شير تراشيده از سنگ كه يادگار دوران مادهاست و در شهر همدان ( اكباتان ،هاگماتانا ) به دست هنرمندان مادي پديد آمده و اين دخمه كه در حوالي همدان نقش اهورا مزدا را بر پيشاني خود دارد با ما ميگويند كه 708 سال قبل از آغاز هزاره اول و تولد مسيح ايران به مثابه يك دولت و يك ملت تولد خود را جشن گرفته است .قبل از آن و در پشت سر شير و دخمه ، تاريخي آميخته بااسطوره ها و افسانه ها و جود دارد كه از مهاجرت اقوام آريايي به ايران. طي دو مرحله ، نخست در حدود سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح و بار دوم در خلاصه وکرونولوژی تاریخ ایران بعد از اسلام - بخش اول اسماعيل وفا

سه‌شنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۸۸

کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب.اسماعیل وفا

میرویدای رفتگان!ازیادها در بادها
یادهاتان نیز خواهد گشت پاک از یادها
اینک استاده میان موج خون ملتی
در حصار دیوبانان، همچنان شدادها-
کنده ها و نطع ها و دارهاتان گرم کار
تشنه ی گردن تبرهائی که از پولادها
برکشیده قلعه های جورتان سر تا به عرش
بر تر ازقصر ثمود وکاخهای عاده

غزل. عاشقانه زمستانی. اسماعیل وفا

از مجموعه غزل منتشر شده: این شنگ شهر آشوب
گر چه سرد است جهان گرمي آغوش تو خوش
بوسه اي گرم ز گرماي بنا گوش تو خوش
گر چه من را بجز از تلخي غم بهره نبود
ياد باد آن لب و آن كندوي پر نوش تو خوش
ما پريشان جهانيم از آن طره ولي
آن پريشان كن عالم به بر و دوش تو خوش

شنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۸۸

جشن سن والنتاین گرامی باد

خدائی تازه خواهد زد هستی
اسماعیل وفا یغمائی.هدیه به اهل عشق و عقل به مناسبت جشن عاشقان
شنیدم نیمه شب در حال مستی
خدائی تازه خواهد زاد هستی
رسولش عشق آئین اش محبت
پیامش نی خدا!هستی پرستی
***
شنیدم گفت:بسیاری رسولان
ز شغل خویشتن معزول گردند
پس از عمری، به کاری جز رسالت
به دستور خدا مشغول گردند
ادامه شعر خدائی تازه خواهد زد هستی

باز خوانی یک گفتگوبمناسبت روز درویش.سوم اسفند. اسماعیل وفا

هجوم فقيهان و برهم زدن خلوت درويشان! گفتگو.اسماعیل وفا،جمال بامداد...بحث مفصل است و بايد رفت و تاريخ ايران را خواند و وارد دنيائي شد كه شريعت و طريقت مي جنگند يا مى جنگيدند اما جنگ را شريعت شروع كرد. درويشان، اگر تاريخ را بخوانيم بدون شريعت نبودند، انها مسائلي را كه شريعت مي خواست رعايت مي كردند ولي دنياي سفت و سخت آخوندي را بر نمي تافتند و به دنبال دنيائي انساني تر و مهربانانه تر بودند به همين دليل هم از همان آغاز، از قرن اول و دوم هجري ما شاهد پا گرفتن طريقت در مقابل شريعت رسمي هستيم ، در آغاز عرفان اسلامي و بعد عرفان ايراني با شاخصهاي ابوسعيد و بايزيد و عطار و مولانا و امثالهم. جنگ هم از همان موقع شروع شد. شايد با مسامحه بتوان گفت ما در نحله هاى عارفان و صوفيان و درويشان حقيقى شاهد بروز نوعى مثلا از پروتستانيزم در مقابل شريعتى كه مى توان سفت و سختى آن را با كاتوليزم منجمد و سختگير مقايسه كردهستيم. در اين زمينه استادان فرهنگ و ادب ايران از جمله زرين كوب و صفا تحقيقات ارزشمندي دارند كه مي شود مراجعه كرد. ادامه هجوم فقيهان و برهم زدن خلوت درويشان! گفتگوبا جمال بامداد

پنجشنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۸

بیانیه گرامیداشت روز درویش

بیانیه گرامیداشت سالگرد روز تاریخی و فرخنده درویش یک سال قبل در چنین روزهایی دراویش سلسله گنابادی زیرشدیدترین فشارها قرار داشتند. کارگزاران حکومت برای به کرسی نشاندن اجباری دیدگاه خودشان - آنچه "ولایت مطلقه" خوانده میشود- در هر سانتی متر مملکت، حتی محل تجمع درویش سلسله نعمت اللهی گنابادی را در قبرستان تخته پولاد اصفهان با بولدوزرهای شهرداری شبانه و دزدانه در تاریخ سی بهمن هشتادوهفت خورشیدی با خاک یکسان کردند!! این فاجعه به دنبال زنجیره ای از اقدامات برنامه ریزی شده – با همکاری عموم نهادهای دولتی برای سرکوبی دراویش این ..ادامه بیانیه گرامیداشت سالگرد روز تاریخی و فرخنده درویش

چهارشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۸

تابلو. زنده باد آزادی . اسماعیل وفا. 22 بهمن سال هشتاد و هشت


قصه جام. اسماعیل وفا

قصةجام اسماعيل وفا
چند دقيقه پيش مرده بودم!. بدنم آنجا مقابل رويم افتاده بود و داشت كم كم سرد مي شد. به دستهايم نگاه كردم، به دهان بازم و دوتا از دندانهائي كه دكتر «ژان» تازه آنها را تعمير كرده بود ولي متاسفانه نتوانستم چند روزي بيشتر از آنها استفاده كنم. به پاهايم نگاه كردم ، پاهائي كه سالها راه رفته بودند و دويده بودند و به جائي نرسيده بودند، به گوشهاي خنده دار و پشمالودم كه ديگر مجبور نبودند سر و صداهاي آزار دهنده را بشنوند، به چهره ام كه حالا آرام بود و به جسمم كه بر خلاف تمام عمر ديگر نيازي نداشت، نه نياز به غذا ، نه نياز به هوا، نه نياز به خانه و كاشانه و شغل ، نه نياز به زن ونه نيازهاي فلسفي وسياسي ومذهبي وانواع و اقسام چيزهاي ديگر. ديگراحتياجي نبود كه براي تمديد كارت اقامت وپاسپورتم ساعتها در صف بايستم و با كساني كه علاقه داشتند قوانين انساني را تبديل به طنابي به دور ادامه قصه جام

یاد شهیدان راه آزادی ملت ایران غرق نور و شور باد


ظهور خلق. شعر. اسماعیل وفا

ظهور خلق
ظهور خلق می آید قیامت می شود روزی
مر این بشکسته ملت جمله قامت می شود روزی
فرو خشکیده خون پاک فرزندان این میهن
به دست و ریش ملایان علامت می شود روزی
کشد تا بر فرود از تارک مسند امام ظلم
تمام خلق را وقت امامت می شود روزی
امامی گر بود جز پیکر جمهور ملت نیست
جز این گر ابلهی فرمود، ملامت می شود روزی
نخواند گر خروس صبح حتی!می دمد خورشید
وفا، بر شانه ی مردم، قیامت می شود روزی