توجه این صفحه فرعی سایت دریچه زرد است

گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش خودکشی «منصور خاکسار» همنشين بهار

پنجشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۹

گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش خودکشی «منصور خاکسار» همنشين بهار «منصور خاکسار» به ‌حضور اجتماعی هنر، ایمان داشت. در آستانه نوروز که سبزه و گل دست افشان و پای کوبان از راه می‌رسند... در آغاز بهار كه «باغ سلام می‌کند سرو قیام می‌کند سبزه پیاده می‌رود (و) غنچه سوار می‌رسد»، در این هنگامه زیبا که از درون شب تار (شب تار میهن)، گل صبح می‌شکفد و مردم بپاخاسته ایران، فریاد آزادی سر می‌دهند ــ شاعرگويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش خودکشی «منصور خاکسار» همنشين بهار

خلاصه وکرونولوژی تاریخ ایران بعد از اسلام - بخش اول اسماعيل وفا يغمايي

دوشنبه، فروردین ۰۲، ۱۳۸۹

خلاصه وکرونولوژی تاریخ ایران بعد از اسلام - بخش اول اسماعيل وفا ///برآغاز راه تاريخ باستاني ايران ، تاريخ قابل دسترس مردم ايران ،شيري نشسته است و دخمه اي وجود داردكه با ما سخن از آغاز تاريخ ايران ميگويند . اين شير تراشيده از سنگ كه يادگار دوران مادهاست و در شهر همدان ( اكباتان ،هاگماتانا ) به دست هنرمندان مادي پديد آمده و اين دخمه كه در حوالي همدان نقش اهورا مزدا را بر پيشاني خود دارد با ما ميگويند كه 708 سال قبل از آغاز هزاره اول و تولد مسيح ايران به مثابه يك دولت و يك ملت تولد خود را جشن گرفته است .قبل از آن و در پشت سر شير و دخمه ، تاريخي آميخته بااسطوره ها و افسانه ها و جود دارد كه از مهاجرت اقوام آريايي به ايران. طي دو مرحله ، نخست در حدود سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح و بار دوم در خلاصه وکرونولوژی تاریخ ایران بعد از اسلام - بخش اول اسماعيل وفا

بهار و نوروزتان مبارک .ترانه سرود بهار بزرگ. اسماعیل وفا یغمایی

شنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۸




ترانه بهار بزرگ. شعر ترانه اسماعیل وفا. آهنگ استاد محمد شمس. اجرا دکتر حمید رضا طاهر زاده.ارکستر بزرگ وین سال 1366نماهنگ دکتر زری اصفهانی

کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب.اسماعیل وفا

سه‌شنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۸۸

میرویدای رفتگان!ازیادها در بادها
یادهاتان نیز خواهد گشت پاک از یادها
اینک استاده میان موج خون ملتی
در حصار دیوبانان، همچنان شدادها-
کنده ها و نطع ها و دارهاتان گرم کار
تشنه ی گردن تبرهائی که از پولادها
برکشیده قلعه های جورتان سر تا به عرش
بر تر ازقصر ثمود وکاخهای عاده

غزل. عاشقانه زمستانی. اسماعیل وفا

از مجموعه غزل منتشر شده: این شنگ شهر آشوب
گر چه سرد است جهان گرمي آغوش تو خوش
بوسه اي گرم ز گرماي بنا گوش تو خوش
گر چه من را بجز از تلخي غم بهره نبود
ياد باد آن لب و آن كندوي پر نوش تو خوش
ما پريشان جهانيم از آن طره ولي
آن پريشان كن عالم به بر و دوش تو خوش

جشن سن والنتاین گرامی باد

شنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۸۸

خدائی تازه خواهد زد هستی
اسماعیل وفا یغمائی.هدیه به اهل عشق و عقل به مناسبت جشن عاشقان
شنیدم نیمه شب در حال مستی
خدائی تازه خواهد زاد هستی
رسولش عشق آئین اش محبت
پیامش نی خدا!هستی پرستی
***
شنیدم گفت:بسیاری رسولان
ز شغل خویشتن معزول گردند
پس از عمری، به کاری جز رسالت
به دستور خدا مشغول گردند
ادامه شعر خدائی تازه خواهد زد هستی

باز خوانی یک گفتگوبمناسبت روز درویش.سوم اسفند. اسماعیل وفا

هجوم فقيهان و برهم زدن خلوت درويشان! گفتگو.اسماعیل وفا،جمال بامداد...بحث مفصل است و بايد رفت و تاريخ ايران را خواند و وارد دنيائي شد كه شريعت و طريقت مي جنگند يا مى جنگيدند اما جنگ را شريعت شروع كرد. درويشان، اگر تاريخ را بخوانيم بدون شريعت نبودند، انها مسائلي را كه شريعت مي خواست رعايت مي كردند ولي دنياي سفت و سخت آخوندي را بر نمي تافتند و به دنبال دنيائي انساني تر و مهربانانه تر بودند به همين دليل هم از همان آغاز، از قرن اول و دوم هجري ما شاهد پا گرفتن طريقت در مقابل شريعت رسمي هستيم ، در آغاز عرفان اسلامي و بعد عرفان ايراني با شاخصهاي ابوسعيد و بايزيد و عطار و مولانا و امثالهم. جنگ هم از همان موقع شروع شد. شايد با مسامحه بتوان گفت ما در نحله هاى عارفان و صوفيان و درويشان حقيقى شاهد بروز نوعى مثلا از پروتستانيزم در مقابل شريعتى كه مى توان سفت و سختى آن را با كاتوليزم منجمد و سختگير مقايسه كردهستيم. در اين زمينه استادان فرهنگ و ادب ايران از جمله زرين كوب و صفا تحقيقات ارزشمندي دارند كه مي شود مراجعه كرد. ادامه هجوم فقيهان و برهم زدن خلوت درويشان! گفتگوبا جمال بامداد

بیانیه گرامیداشت روز درویش

پنجشنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۸

بیانیه گرامیداشت سالگرد روز تاریخی و فرخنده درویش یک سال قبل در چنین روزهایی دراویش سلسله گنابادی زیرشدیدترین فشارها قرار داشتند. کارگزاران حکومت برای به کرسی نشاندن اجباری دیدگاه خودشان - آنچه "ولایت مطلقه" خوانده میشود- در هر سانتی متر مملکت، حتی محل تجمع درویش سلسله نعمت اللهی گنابادی را در قبرستان تخته پولاد اصفهان با بولدوزرهای شهرداری شبانه و دزدانه در تاریخ سی بهمن هشتادوهفت خورشیدی با خاک یکسان کردند!! این فاجعه به دنبال زنجیره ای از اقدامات برنامه ریزی شده – با همکاری عموم نهادهای دولتی برای سرکوبی دراویش این ..ادامه بیانیه گرامیداشت سالگرد روز تاریخی و فرخنده درویش

تابلو. زنده باد آزادی . اسماعیل وفا. 22 بهمن سال هشتاد و هشت

چهارشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۸


قصه جام. اسماعیل وفا

قصةجام اسماعيل وفا
چند دقيقه پيش مرده بودم!. بدنم آنجا مقابل رويم افتاده بود و داشت كم كم سرد مي شد. به دستهايم نگاه كردم، به دهان بازم و دوتا از دندانهائي كه دكتر «ژان» تازه آنها را تعمير كرده بود ولي متاسفانه نتوانستم چند روزي بيشتر از آنها استفاده كنم. به پاهايم نگاه كردم ، پاهائي كه سالها راه رفته بودند و دويده بودند و به جائي نرسيده بودند، به گوشهاي خنده دار و پشمالودم كه ديگر مجبور نبودند سر و صداهاي آزار دهنده را بشنوند، به چهره ام كه حالا آرام بود و به جسمم كه بر خلاف تمام عمر ديگر نيازي نداشت، نه نياز به غذا ، نه نياز به هوا، نه نياز به خانه و كاشانه و شغل ، نه نياز به زن ونه نيازهاي فلسفي وسياسي ومذهبي وانواع و اقسام چيزهاي ديگر. ديگراحتياجي نبود كه براي تمديد كارت اقامت وپاسپورتم ساعتها در صف بايستم و با كساني كه علاقه داشتند قوانين انساني را تبديل به طنابي به دور ادامه قصه جام

سرود هله ای ملت ایران خیزش.شعر سرود اسماعیل وفا

object width="450" height="300">

یاد شهیدان راه آزادی ملت ایران غرق نور و شور باد


ظهور خلق. شعر. اسماعیل وفا

ظهور خلق
ظهور خلق می آید قیامت می شود روزی
مر این بشکسته ملت جمله قامت می شود روزی
فرو خشکیده خون پاک فرزندان این میهن
به دست و ریش ملایان علامت می شود روزی
کشد تا بر فرود از تارک مسند امام ظلم
تمام خلق را وقت امامت می شود روزی
امامی گر بود جز پیکر جمهور ملت نیست
جز این گر ابلهی فرمود، ملامت می شود روزی
نخواند گر خروس صبح حتی!می دمد خورشید
وفا، بر شانه ی مردم، قیامت می شود روزی

زمزمه ای با خویشتن. اسماعیل وفا .شعر

وتو اگر بنده ی آزادی بودی ای مرد
خدای آزادی بودی اکنون
و تو اگر عاشقانه بندگی عشق را کرده بودی
خدائی بودی که خدا به بندگی تو مغرور بود
و آن پل بودی که عاشقان به مدد آن
به سراپرده پاک عشق میشتافتند
و دریغاکه آزادی را به هزار ترفند به بند کشیدی
ادامه شعر زمزمه ای با خویشتن. اسماعیل وفا

در پشت دریچه دارالامامه. اسماعیل وفا

در پشت دریچه دارالامامه. اسماعیل وفا
غوغای چریکان نیست در میدان
و خروش تفنگهاشان
نه مجاهدانند و نه فدائیانند
ونه رزماوران کرد و برشوریدگان بلوچ
این صدای سرود خشمگین اشکهای تمام مادران این سرزمین است
تمام مادران این سرزمین
این صدای اشکهای مادران کردان و ترکان و بلوچان و ترکمانان و گیلانیان است
این صئای اشکهای مادران لران و فارسان وقشقائیان و عربان و مازندرانیان است
که ریشه در تمام آبها و ابرهای این میهن دارد
این تمام آبهای این سرزمین است که میخروشد ومیجوشد
و این تمام ابرهای این سرزمین است که می آید و میبارد
و این تمام آههای این سرزمین است در هیئت آتشفشانی از دهانی مشترک
اماما!
ادامه شعردرر پشت دریچه دارالامامه. اسماعیل وفا

اما این یه انقلابه. اسماعیل وفا

این یه انقلابه. اسماعیل وفا
با کمک از تکنیک ها ی شعرها وترانه های خیابانی سیاهپوستان و به خاکپای عزیز و مقدس مردم ایران
تمام درختای عالمو باتون کنین ،هرچی فلفله گاز آشک اور
هرچی تفنگه فشنگ بذارین و به سینه ما در کنین
اما این یه انقلابه
ادامه شعر این یه انقلابه. اسماعیل وفا

یا زلزله الزلزال. یا اخرجت الاثقال. اسماعیل وفا یغمایی

پنجشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۸

یا زلزلت الزلزال. شعر. اسماعیل وفا یغمایی. برای زلزله هائیتی
یا زلزلت الزلزال! ای اثقلت الاثقال
یا عاجلت الاجال! چونست ترا احوال
بررود جسدها من، می گریم و می بینم
می شنگی و میشادی، میخندی ومی خوشحال
یا زلزلت الزلزال. شعر. اسماعیل وفا یغمایی. برای زلزله هائیتی

تو زیبائی ای میهن من. اسماعیل وفا. دریچه زرد

سه‌شنبه، دی ۲۹، ۱۳۸۸

تو زیبائی ای میهن من. اسماعیل وفا
و با ياد مردم

بر عمامه چرك دژخيم مردم نوشتند
به فرمان ملت!فرو ريز اي بند پوسيده از پاي تقدير ايران
بگرد اي زمان و دگر شوب
بلرز اي زمين زير پاي شريران!
بلرز اي زمين زير پاي شريران!.
ادامه شعرتو زیبائی ای میهن من

اسماعیل وفا یاداشت روز

شنبه، دی ۲۶، ۱۳۸۸

اسماعیل وفا. زلزله طبس، هائیتی، و تداعی ها. اسماعیل وفا..در کنار زبیده جعفری (ماهرخ)، با چهرای زیبا و سبزه و جدی و با استخوانبندی محکم وچشمهائی که ریختن اشکهایشان را کنترل میکردند که، تقریبا اجساد تمام خانواده اش را بیرون کشیدیم و روانه گورستان کردیم. ماهرخ دانشجوی علوم مشهد بود و بعدها سال شصت یا شصت و یک در حالیکه حامله بود در محاصره پاسداران نارنجک کشید و به خانواده اش پیوست . همسرش محمد الهی، زندانی سیاسی دوران شاه را بیست و هشت سال بعد و یکی دو ماه پیش در تلویزیون مجاهدین با سر و صورت خونین از چماق ... ادامه مطلب

سر بالین فقیهی بیدارنگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری

جمعه، دی ۱۱، ۱۳۸۸

سر بالین فقیهی بیدارنگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری .اسماعیل وفا .به طور برجسته و درشت و رنگین ،دو تصویر مثبت،دو تصویر مثبت انتزاعی از فقیه در ذهن من وجود داشت،اولی تصویر آن فقیه قحط سال دمشق در شعرهوشیارانه و انساندوستانه سعدی است در آن دوزخ دوران مغولان، و ولایت مطلقه تخم و ترکه چنگیزخان، سعدی میفرماید: ادامه سر بالین فقیهی بیدار. اسماعیل وفا

رازهای زندگی خامنه ای

چهارشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۸

رازهای زندگی خامنه ای .گزارش کارمندان بیت رهبری و وزارت اطلاعات که به خارج از کشور گریخته اند رازهای زندگی خامنه ای محسن مخملباف نوشته حاضر اطلاعاتی است که از طریق کارمندان سابق بیت رهبری و وزارت اطلاعات که به خارج از کشور گریخته اند برای من بازگو شده است و من تنظیم متن آن را به عهده داشته ام. ادامه رازهای زندگی خامنه ای

برخیزید فرزندان میهن

دوشنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۸

برخیزید! فرزندن میهن
بر خیزید له شدگان،غارت شدگان، دریده شدگان
برخیزید به سخره گرفته شدگان،تحقیر شدگان، به هیچ گرفته شدگان
بازیچه شدگان ماهها و سالها و دهه هااینک فرا رسیدن صبح زندگی یا غروب مرگ
بامداد شکست یا شامگاه پیروزی
برگورهای ستمدیدگان یا ستمگران

شعرها و نوشته های تازه تر. اسماعیل وفا یغمایی

دوشنبه، آذر ۲۳، ۱۳۸۸

اسماعیل وفا از شعرهاو نوشته های تازه

نوشته ها ی تازه
میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم ///جهانی که به پایان رسیده است.یادداشت روز ///ملایان بر لب باغچه نعنا!///دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟ ///در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن . ///آیا سبز سرخ خواهدشد ///پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد ///نگاهی به غزلی از حافظ شیراز. ///کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان///کجا ایستاده ایم؟ ///.قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات///از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف قسمت اول ///ازسه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف.قسمت دوم///. عاشورای ایرانی///یاداشت. در دفاع از آقای جمشید اشوغ
شعرها
آی ابراهیم. ///حکایت کریمخان زند وعلمای شیراز و روایت رئیس جمهورشدن احمدی.///این منم آخرین ولی فقیه. ///ابراهیم در آتش،1،2،3. /// چوپانهای اتمی. اسماعیل وفا/// شایعه مرگ فقیه. ///عشق و مرگ و شهد ///رباعی. ///شعری در ستایش دهان تو. ///چقدر ناتوانیم با پیکرهامان. ///عاشقانه برای مردگان. ///آدرس. ///شطرنج. ///غزل مشدی. //// غزل کوچه باغی مقام معظم. شماره 2 ////سبز و سپید و سرخ. ///معرفت. ///در زیر قناره های قصابان. . در چهل و یکمین روز اعتصاب غذا/// در چگونگی ایستادن و نشستن و خوابیدن. ///. . . گیرم که من سکوت کنم ///پایان دیکتاتور. ///معرفت. /// وای اگر خورشید بر آید خواهرم //////مرثیه شتابزده فریاد.به یاد شهیدان اشرف. ///بر میجهد ولی فقیه. ///قصیده میر حسینیه موسویه. ///ای رهبران کجائید////زیباترین سرود جهان. ////این یه انقلابه. /// شبگاه وقتی ماه میبارد. به یاد علی امیر کبیر////مثل تمام دیکتاتورهای دیوث. ////پروردگارا درب دوزخت را باز کن. //// . حی علی الانقلاب//////نه ندا نمرده است. برای ندا آق سلطان.شهید راه آزادی مردم ایران///زیباترین سرود جهان///غزل. ///.. . در کارگه شیخ علی رفتم دوش///معرفت. مکاشفه. بمناسبت انتخابات 88 ایران///معرفت. ا///. قصیده انتخابات ///ضریح. ///. قصیده غرش آزادی ///صید توفان. ///. آخرین سرود شهیدان///خوش می درخشد اذرخش. ///دو غزل به یاد دکتر کاظم رجوی. ///. عاشقانه در ماهور /// در ستایش مردم. ///ترانه تلخ خاموش تبعیدی///از بازار کهنه فروشان عصائی خریده ام /// .وخدای بهائیان///چون کسی به سفر میرود.///قصیده کوچه باغی///باد. ///رقص بعل بر اجساد کودکان غزه. ///و خداوند می فرماید. ///در سوگ کلیمیان و در سوگ مسلمانان. ./// خدائی که می گرید///چرا پیامبران خاموشند ////. میان لبهایمان کسی سنگسار می شود////قصیده سنگسار. ////عاشقانه زمستانی. ////عاشقانه ساده روشن ///گفتگوی شاعر و پیامبر/// غزل // در ستایش ارتداد //آزادی ئی میخواهم که بنوشمش //نفس صدق //در ستایش حجاب.2. //زیباترین جنگاور جهان //غزل //ای آزادی //ترانه پیرانه شاد تاختن //سه غزل در ستایش زنان ایران //سفر تلخ بی بازگشت کعبه //خدائی تازه خواهد زد هستی //به به از آفتاب عالمتاب. //ده مکاشفه تاریک // ترا دوست دارم ای محبوب/// . زورق مست///. پرواز شبانه ///. آخوندها،آخوندها///. باد می اید/// . مدیحه برای مقام معظم ولایت فقیه/// رباعیها.در خلوت زاهدان اثنی حشری///کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب ///ای آزادی . ///پنجاه و پنج رباعی برای پنجاه و پنج سال ///با فقیه و با فقیه ///چهار هزار چریک /// آخرین پاسخ ///اگر روزی واقعا انقلاب شد ///تو زیبائی ای میهن من ///بیست و سه رباعی ضد جنگ ///دعا ///مجلس شام غریبانست/لیک اما نینوای دیگری هم هست

صبح خواهد دمید. اسماعیل وفا یغمائی

شنبه، تیر ۲۹، ۱۳۸۷

شب بپایان خواهد رسید
و صبح خواهد آمد
این را شعرهای شعله ور شاعران میگویند
وقتی که حتی تفنگها خاموشند

***
شب بپایان خواهد رسید
و صبح خواهد آمد
و ارواح هزار شاعر مقتول
هزار شاعر مرده
از میان مردم باز خواهند آمد
تا در پایکوبی زیباترین دختران این سرزمین
شعرهایشان را بسرایند و بخوانند و به مردمان بسپارند
***
شب بپایان خواهد رسید
و صبح خواهد آمد
در غرش دفها و ضربان ضربها و بارش زخمه ها
و در زیر وزن دل انگیز ترین ساقهای رقصان آزاد
استخوانهای ارتجاع و کهنگی خرد خواهد شد
این را دستهای هزار شاعر مقتول
هزار شاعر مرده
به رنگ صبح
بر دیوارهای شب نوشته اند
این را دستهای هزار شاعر بیدار

بر دیوارهای شب می نویسند
و بر پیشانی مقدس مرتجعان
بیست.ژوئیه.دوهزار و هشت

سرودها را شاعران نمی نویسند.اسماعیل وفا یغمائی

سه‌شنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۷

سرودها راشاعران نمینویسند
پس از شنیدن مارسیز
اسماعیل وفا یغمائی
سرودها را شاعران نمینویسند
سرود وقتی زاده میشود
که ملت می خواهد بمیرد
تا زاده شود
وقتی که مردان و زنان
به انتهای سنگ و تاریکی می رسند.
به انتهای نومیدی و امید
به انتهای اشک ولبخند
و به انتهای فریاد و سکوت
***
ملت
آخرین جرعه آب و شرابش را می نوشد
آخرین تکه نانش را می بلعد
کمربند و بند کفشهایش را می بندد
از شلیک سوزنده تفنگ و تیزی درنده تیغه شمشیرش اطمینان میابد
برای آخرین بار در آینه می نگرد
ولی چیزی نمی بیند
نه چیزی میبیند و نه نامش را به یاد می آورد
و از خانه بیرون می آید
بر تکه های پاره شده شناسنامه اش
بی نام، بی چهره و مسلح
بی آنکه درها و پنجره ها را ببندد
و بگوید به امید دیدار
***
نه خدا و نه شیطان
نه مقدسانی که قرار است از فراز تنگه ها
باد در لباده هاشان افتد
وسد راه گلوله ها شوند!ا
و نه فرشتگان محافظ
یاکمکهای دولتهای دور دست
در خیابان یا بیابان
تنها خشم است و اراده و پولاد
جوشنده از اعماق ناشناس ترین مویرگهای مردم و فقط مردم
مردمی که ناتوانی هایشان پایان یافته است
تنها خروش همگانی است
جویبارهائی از گلوگاه بیشماران
و چرخان
چون توفانی، گرد بادی، دریائی خروشان بر فراز
سرها
برخیزید! فرزندن میهن
بر خیزید له شدگان،غارت شدگان، دریده شدگان
برخیزید به سخره گرفته شدگان،تحقیر شدگان، به هیچ گرفته شدگان
بازیچه شدگان ماهها و سالها و دهه ها
اینک فرا رسیدن صبح زندگی یا غروب مرگ
بامداد شکست یا شامگاه پیروزی
برگورهای ستمدیدگان یا ستمگران
و سرود، سرودها زاده میشوند
بیرحم و سرخ و قاطع
شعله ور وبی هراس ومهاجم
تا آخرین نفر و آخرین واژه
سرودها را شاعران نمینویسند
چهارده ژوئیه دو هزار و هشت

سرود مارسیز

دوشنبه، تیر ۲۴، ۱۳۸۷

دریچه زرد.صفحه اصلی. اسماعیل وفا یغمایی

چهارشنبه، تیر ۱۹، ۱۳۸۷

طرح.زن زندانی
اسماعیل وفا
ژوئیه 2008
وبسایت دریچه زرد بخش گالریhttp://esmailvafa-esmail.blogspot.com

یاداشتکها. یاداشتک بیست و چهارم

سه‌شنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۷

******

یاداشتکها
یاداشتک بیست و چهارم

ماجرای برادرمان قاراپط ،و قضایای دانشگاه زنجان وحکم دادستان زنجان وحکایت قاضی قرچولان
اسماعیل وفا یغمایی

عرض کنم خدمت دوستان که: کسانی که هم سن و سال فقیر باشند و ریش و سبیل مبارکشان نم نمک سپیدی بزند (و به قول شاعر شوریده و غزلسرای توانا شاد روان و زنده یاد«عماد خراسانی» ، خوبان انها رااستاد! یعنی کم کمک از کار افتاده و سالخورده و بدرد نخور! خطاب کنند)،حتما برادر ارمنی مان قاراپط را می شناسند.برادر عزیزمان قاراپط، شخصیتی داستانی و خیالی و به قول اهل فنارسه ایماژینه بود که در لطیفه های دوران مرحوم طاغوت راحل، نقش ساقی و یا بارمن را در میکده به عهده داشت و جوکهای فراوانی به بهانه او و به کمک شخصیت او درابطه با خمریات ساخته شده بود. شادروان کاکا توفیق هم از این شخصیت در طنزهایش گاه استفاده می کرد.سالهای سال، قاراپط هم مثل سایر طوایف و اقلیتها و اکثریتها از ترک و لر و فارس و.. و از کلیمی و مسلمان و مسیحی و زرتشتی و بابی و بهائی در صلح و صفا زندگی می کرد و در میکده اش جام پر می کرد و مستان شعر حافظ را دستکاری نموده و زمزمه می کردندکه خون خلق حرام است و جام باده حلال. با ظهور انقلاب رهائیکننده! تاریخساز! ، آزادینما !و... اسلامی و لاجرم جمهوری اسلامی، ملایان شعر را به تلفظ و اجرای فقهی بر گرداندند که :که خون خلق حلال است و جام باده حرام

ادامه یاداشتک بیست و چهارم

دریچه زرد. صقحه اصلی. اسماعیل وفا یغمایی

سه‌شنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۷